پنج شنبه ها

امروز پنج شنبه ست و روز بردن دخترم به پارک - اه اه دیگه دختری نیست که ببرمش بیرون بازی کنیم بدویم سوارهمه اسباب بازیهای برقی پارک بشیم

و بعد از کلی بازی کردن و خسته شدن بریم به یکی از غذا فروشی ها و هرچی که دلمان می خواست بخوریم

دیگر دختر نیست که شبا براش قصه تعریف کنم (لعنت به من) یادمه هرشب خدا من برا دخترم قصه تعریف می کردم و وقتی من وسط قصه گفتنم خواب می گرفت دخترم موهای منو می کشید و میگفت باباااااااا من که هنوز نخوابیدم چرا داری این شکلی قصه تعریف می کنی و کلی می خندیدم و من دوباره شروع می کردم براش قصه تعریف کردن

هر شب قصه های تکراری و ازمن دراوردی براش تعریف می کردم و اون با عشق به من گوش می داد و بعد از مدتی به خواب می رفت و من بعد از بوسیدنش همراهش می خوابیدم

وای دخترم

الان کجایی نیستی که ببینی سوختنم را

  نیستی که ببینی ویران شدنم را

من برای داشتن تو دل به آسمان ها بستم عزیزم

/ 5 نظر / 6 بازدید
manoman

وااااو من خیلی از پست هارو خوندم خوش به حال دختر شما هه ینی انصافا من تا این حد وابستگی ندیده بودم اما خب اینقدررررررر غمگین بود نوشته ها که من چندتا پست اول رو که میخوندم ذهنم چیز دیگه بود شما درسته پیش دخترتون نیستید اما خب همه چیز غیر از این آرومه!!!!ممکنه, شاید, زیاد درجریان نیستم ولی امیدوارم آرامش داشته باشید

ناهید

سلام با خوندن مطالبتون خیلی ناراحت شدم باور کنید الان بدجور گلوم درد میکنه از بس بغض کردم انشاا... همه چیز درست بشه و دوباره روی ماه دخترتونو ببنید hamraheaakhar.blogfa.com

فاطمه

به نظر من با اینکه هیچ بچه دیگه ای جای بچه ی خود آدم رو پر نمیکنه اونم جای دختر رو برای پدر ولی سعی کن اگه توانایی مالیش رو داری بچه ای رو به سرپرستی قبول کنی و 5 شنبه ها جای دخترت اون رو ببر پارک خیلی به روحیه ات کمک میکنه :)

ياسي

سلام اکثرپستاتون روخوندم واقعاناراحت شدم درواقع اصلا نميدونم چي بايدبگم ولي يه سوالي واسم پيش اومد...واقعا نميشد يه جوري تحمل کرد؟!نميخوام بيشترازاين ناراحتتون کنم ولي شايدميشدبخاطردخترتون هم که شده يه جوري تحمل کنيد چون دلم واقعا ميسوزه ايناروميگما..حيفه اينهمه عشق و علاقه اينجوري حروم شه...واقعاحيفه..

فاطمه

:) خوبه که خودتم بهش فکر کردی این یعنی عاقل هستی و این خوبه چون نشون دهنده اینه که میتونی خودت رو جمع و جور کنی