یادش بخیر

همیشه می نشستم با دخترم راس ساعت 7 بعد ازظهر باهم سریال باغ سرهنگ نگاه می کردیم و اخرش وقتی تمام می شد این آهنگ پخش می کردند -

(صدای خسته)

خدا دارم میرم از دلتنگی - دیگه اشکام جاشون نمیشه توی چشام الان سرازیرن روی گونه هام - تحملش سخته خدا

/ 2 نظر / 3 بازدید
یه دوست

سلام خوبین؟؟ اتفاقی با وبلاگتون آشنا شدم اما بعد از خوندن این پست نگران شدم خدایی نکرده اتفاقی افتاده؟؟

یه دوست

اگه قابل باشم میتونم بپرسم چی شده؟؟؟ باور کنید دلم خیلی گرفت و ناراحت شدم فقط امیدوارم اونیکه فکرشو میکنم نباشه