جمعه

دیروز جمعه حالم خیلی خراب بود از صبح تا خود شب

اخه جمعه قبلش دخترم کنارم بود و این هفته با اینکه قرار بود بهم زنگ بزنه و بیات ولی نیمود

از صبح که بیدار شدم چند دقیقه به عکساش نگاه کردم دستم رفت طرف گوشی که به مادرش اس بدم و واسم امادش کنه ولی انگار چیزی منو از این کار منع کرد

به هر حال بیخیال شدم و رفتم دنبال کارهای روزمره خودم

تا عصری همش به فکر دخترم بودم که الان داره چکار می کنه و در چه حالیه

از اخرین باری که دیدمش یک هفته می گذره توی این چند روز همش توی خونه دنبالش می گشتم و حتی وقتی اصلا هواسم نبود یکی دوبار صداش کردم

عصر جمعه هم که خدا قربونش برم گذاشه فقط واسه حال گیری و دپرس شدن

و من مثل روزهای قبلش پیپ رو پر کردم و شروع به کشیدن کردم و با هر پکی که به پیپ می زدم اشکام سرازیر می شد

چه میشه کرد این شده زندگی من و روز تعطیلم

/ 1 نظر / 12 بازدید
سپیده عمه آریانا

سلام واقعا متاسف شدم که دخترتون ازتون جدا هست واقعا دنیای بدی شده و این جدائی ها بسیار سخته . الهی روزی بشه که دختر کوچولوی عزیزتون همیشه کنارتون باشه و از وجود نازنینش در کنارتون لذت ببرید . دخترها همیشه باباشون رو جور دیگه دوست دارند . الهی خداوند همیشه حافظ محدثه عزیزم باشه .[گل][گل][گل]