دل تنگی

خیلی وقته از دخترم خبر ندارم خیلی دلم واسش تنگ شده بیشتر وقتها وقتی به عکساش نگاه می کنم دلم میگره و اشکام سرازیر میشن

نمی دونم توی چه حالتی هستش و به قول معرف اوضاع روحیش خوبه یانه

نمی دونم نمی دونم

دلم گرفته اینجا آسمان هم انگار دلش گرفته و از صبح داره مثل خودم قطره سرازیر می کنه

اره داره بارون میات ولی خیلی قطره قطره انگار می دونه من چه شکلی دارم اشک می ریزم که عین خودم داره عمل میکنه

این روزا دلم گرفته .. چاره ای نیست باید ساخت باید بسوزم با این همه غم و غصه ای که توی دلم هست بیشتر وقتها احساس سنگینی بدی می کنم احساس می کنم که دارم دنیارو روی شون های خودم حمل می کنم

این روزا و شبا کارم شده فقط به دخترم فکر کردن و مرور خاطرات گذشته

چه زندگی خوبی داشتم با دختر- نزاشتن نزاشتن ادامه بدم من که با همه چی ساخته بودم با خوب بدش ساخته بودم خدا.. خودت شاهد بودی

خدا خسته شدم....

/ 3 نظر / 20 بازدید
سپیده عمه آریانا

صبور باشید و فقط بخدا توکل کنید مطمئنم که خیلی زود به آرامش می رسید و دختر گلی رو خیلی زود می بینید و از دلتنگی در می آیید . براتون یک دنیا آرامش و شادی آرزومندم[لبخند][گل]

SARA

نوشته هاتو که میخونم داغ دلم تازه میشه

نـیـوشـا خـانـومـ

میدونم سخته ولـــــــی حرف منفی ممنوع[عصبانی] دخترت زبونم لال تو و مادرشم بمیرین حالش خوبه[چشمک] چرا فکر منفی میکنی آخه؟ خدا رو شکر کن محدثه بچه است ؛ آدما وقتی بچه ان بهتر کنار میان باور کن اگه تو و زنت خوب باشین اون دردی نمیکشه[چشمک]