گریه

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورمو بهم می زنه

مرد برای هضم دلتنگیاش

گریه نمی کنه قدم میزنه

ولی من حتی کارم از قدم زدن هم گذشته چه کنم با این همه دلتنگی!!

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
مرتضی

تو چه باشی و نباشی،دل من باران است عشق من سوخته و عمر گلم پایان است تو مپندار که من از تو گـــــــــــــریزانم،نه به خدا فاصـــله ها،عادت این دوران است [گل][گل][گل] فقط می تونم از صمیم قلبم دعا کنم که این دلتنگی ها خیلی زود دور بشوند و خوشبختی طلائی سر بزنه.[گل]

ياسي

خدايا!حواست هست!؟صداي گريه هام از گلويي مياد که تو از رگش به من نزديکتري....

ياسي

کجايي؟؟چندروزه خبري ازت نيست...پنجشنبه چه کردي؟؟دخترگلتوديدي؟يه خبري ازخودت بده...

ياسي

کجايي پس!؟چراخبري ازت نيست؟؟اتفاقي افتاده؟؟تونستي يه خبري ازخودت بده....

محمد

سلام من فکر میکردم زیر این آسمون کبود فقط منم که همچین مشکلی دارم اما انگار من و تو هم دردیم .به من هم سربزن