تو رفتی مانده برجا خاطراتت

شدم بیدی که مجنون شد به راهت

تورفتی ومن از عشقت شکستم

به روی غصه وغمها نشستم

تو رفتی ومن از من دل بریدم

می ومیخانه را برجان خریدم

تو رفتی من شدم تنهای تنها

شدم سرگشته پایان فردا

تورفتی مستی از هستی جدا شد

تمام بودنم درتو فنا شد



موضوعات مرتبط: خاطرات , عشق , غم و غصه , مستی و هستی

تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٢/٩/٥ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : بابای محدثه | نظرات ()
Online User